دعای عظم البلا رهــــــ☆سیدعلی☆بــــــــرم :: بایگانی نوشته ها
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

Up Page

نظرسنجی

برای تعجیل درفرج امام زمان(عج)چندتا صلوات حاضری بفرستی؟/
10تا
20
30
40
50



جستجو

دوستان من

نویسندگان

 

شیــــعیان عید آمده، آغاز شد سالی دِگر
می دهم از هفت سینِ سفره ی زهرا خبر

سین اوّل، سینِ سُفره، سُفره ای ازجنس غم
در کنارش مادری بنشسته چون با قدِّ خَم

سین دوم، در میانِ کوچه ها، سیلی شده
رنگِ رُخـــــــسارِگُلِ مولا علی نیلی شده

سین سوم، ساقه ای بشکسته با دستِ تَبر
باغبان تنهای تنــــها، غنچه هایش، دیده تَر

سین چارم، سوخته از کینه باب جبـــــــرئیل
پس چرا گلشن نشد این بار، آتش بر خلیل؟

سین پنجم، سینه ای مجروح و پُر دَرد و حزین
سین شش، پشتِ در و دیوار شد سِقطِ جنین
سین هفتم ، گشته، فرقِ بینِ مسمار و خَدَنگ
سینه، سرنیزه، سه شعبه، ساربان، سر، سیب و سنگ





 

سخنی راکه پیروان سقیفه برآن تاکیددارندودوستان فریب خورده وبی توجه،

آن راتکرارمی کننداین است که:«فاطمه زهراسلام الله علیها

آنقدردرفراق پدرش گریست تابیمارشد؛وپس ازاندک زمانی رحلت فرمود»

مابی گمان براین باوریم که درجهان آفرینش ،خالق یکتا هیچ پدرودختری رادر محبت

 ووابستگی به هم ،همچون پیامبراکرم (ص)ودخترش فاطمه نیافریده است.آن دو

بزرگواردراوج ایمان،وهردومحبوب خداودرنهایت عشق وعلاقه ی به یکدیگربودند.

وراستی که مرگ چنان پدری والامقام ،برای دختری دراوج عاطفه ،بسیاردردناک

خواهدبود.وبردوش کشیدن سنگینی غمش جزبایادخـــــــداامکان پذیرنخواهدبود

وفاطمه همیشه باخدا،ویادخدابود؛همچنان که تحملش برای امیرالمومنین وحسنین

علیه السلام امکان پذیربود، برای فلطمه سلام الله علیها نیزغیرممکن نبود.علاوه

برآنکه یادخداووجودعترت ،تسلی بخش خاطرحضرتش بود.وهیچ گاه ازیادنبریم که

شکیبایی زینب کبری درروزمصیبت بارعاشورا،که بزرگترین مصیبت هابود،نمادی از

شکیبایی بانوی بانوان است.اوکه سیده نساءالعالمین بوده ازهمه شکیباتراست.

بزرگنمایی حزن واندوه پاره ی تن پیامبر،فاطمه ی اطهردرفراق پدرش ،برای ناچیز

شمردن ومحوکردن آثارستم هاوجنایت هایی است که امت به ظاهرمسلمان

درحق اورواداشتند.

برای ناگفته ماندن حادثه ی ننگین وشرم آورهجوم غاصبان به خانه ی وحی

وسوزاندن درخانه ی فاطمه زهراسلام الله علیهاومیان درودیوارقراردادن عصمت

کبری وکشتارجنین شش ماهه اش،وشکستن پهلووضربه های پی درپی بر

بدن آن بانوی گرانقدراست.

آنچه سبب شهادت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها شد،ستم غاصبان حق

ستیزبود،نه گریه درفراق پدر،ومحروم ماندن ازفدک.  





پیروان سقیفه پس ازمدت هاسکوت ونداشتن توجیهی برای عملکردسردمداران

خوددرهجوم به خانه ی وحی وشایددرپی اظهارپشیمانی مصلحت آمیزی که

فرمانده ی هجوم،هنگام مرگ داشته برای دفاع از مهاجمان ،وپاک کردن چهره ی

 اولیای خودبه تلاش مذبوحانه ای دست زده اند؛وبامددخواهی ازوسوسه گران

شیطان صفت،حرفی رابرسرزبان ها انداخته اندکه نشان از جهل آنان نسبت به

 کتاب خداومعارف دینی دارد.

آنهامی گویند:ماعلی بن ابی طالب علیه السلام رادلاوری نامدارمی دانیم ؛

وازچنان دلاوری پذیرفتنی نیست که همسرش راپیش چشمش بزنندواو

دفاعی نکند.اگراین چنین بوده ماآن علی راقبول نداریم.

ازمخالفان اندیشمند!!!می پرسیم:

آیاشماحدیث منزلت راقبول دارید؟حدیثی که بارهاپیامبر(ص)درحق علی

(ع)فرمودواورانسبت به خود،همچون هارون نسبت به موسی می دانست

آیاوظیفه ی هارون مبارزه باشرک وبت پرستی نبود؟چراهارون درمقابل

گوساله پرستان به مخالفت وستیزبرنخاست ؟هارون به برادرش که ازاو

پرسید:«چرااینان گوساله پرست شده اند»چه پاسخی داد؟

بازمی پرسیم:

چراحضرت لوط دربرابر خواست نادرست همجنس بازان قومش ،

دخترانش راپیشنهادمی کند؟؟چرالوط فرمود:«لو ان لی بکم قوه او

آوی الی رکن شدید»؟(سوره هودآیه 80)اگرلوط توان لازم راداشت

حاضرمی شددخترانش رابرای ازدواج ،به فاسقان وفاجران پیشنهادکند

تماشاکردن گوساله پرستی ،وناموس خودرابه فاسقان پیشنهادکردن

ازسوی پیامبران الهی ازباوردورتراست ،یادرپیش چشمان وصی پیامبری

که دستانش بسته است همسرش رابزنند؟؟آیاشمابامنطقی که دارید،

پیامبری هارون ولوط راهم قبول ندارید؟

به مخالفان حق ستیز یک جمله رایادآورمی شویم:

       «خورشیدرانمی شودپنهان کرد».






تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد

آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر

مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
یــــــاس دادی، می دهد نیلوفـــــــــرت

شاعر:علی انسانی







ازرسول خدا(ص)روایت شده است که فرمود:

هنگامی که خداوند،خلایق اولین وآخرین رامبعوث گرداند؛منادی

پروردگارمان اززیرعرش خداوندصدامی زند:

ای گروه خلایق!دیدگان راببندیدکه فاطمه دخترحضرت محمدو

بانوی زنان جهانیان می خواهدازپل صراط بگذرد!

خلایق همگی چشم هارا فرو می بندند.

فاطمه برصراط عبورمی کندوهیچ کس درصحنه ی قیامت نیست

مگرآنکه چشمانش را می بندد،به جزحضرت محمدوعلی وحسن

وحسین وفرزندان پاک آنان (علهم السلام)،چراکه ذریه آن حضرت اند

هنگامی که واردصحرای محشرشود،دنباله ی چادرش برروی صراط

کشیده می شود.

یک سرآن دربهشت به دست خودآن حضرت وسردیگرش ،درعرصه

قیامت منادی پروردگارمان صدامی زند:

ای دوستداران فاطمه

به گوشه های چادربانوی جهانیان چنگ زنید

وکسی از دوستداران حضرت فاطمه باقی نمی ماندمگراین که به

گوشه ای ازاطراف چادرآن حضرت چسبیده است،تااینکه بیش از هزار

فئام وهزارفئام ،به آن چنگ می زنندومی چسبند.

یک فئام چقدراست؟

فرمود:

هزارهزار،که به وسیله ی آن حضرت،ازآتش جهنم نجات می یابند.

(بحارالانوار،ج8،ص68)

       






نامه مذکورنمونه خوبی می تواندباشدبرای سنجش رفتارکسانی که امروزدرجاهای مختلف مشغول

کاربوده وحقوق دریافت می کنند،وگاهاًازدریافت های ماهیانه خودناراضی بوده وبه روش مختلف

به دنبال افزایش حقوق خودمی باشند.

 

*برای شادی روح شهید ذبیح الله عالی صلوات*






تقصــــــــیرماست غیبت طولانی شمـــــــــا

بغض گلو گرفته ی پنهانـــــــــــی شمـــــا

برشوره زارمعصیتم گریه می کنیـــــــد

جانم فـــــــــــــدای دیده ی بارانی شمـــا

پرونـــده ام برای شما درد سر شــــده

وضع بدم دلیل پــــــــریشانی شمــــــا

آیاحقیقت است که اصلا شبیـــــــه نیست

رفتارما به رســـــــم مسلمانی شمـــــــــا؟

یافارس الحجــــــازبرایم دعـــــــا کنید

درمانده است نوکـــــــــــر ایرانی شما

(اللهم عجل لولیک الفرج)





باده وصل 

تا نبینم رخت آرام نگیرم ای دوست         جلوه ای تا که به دل کام پذیرم ای دوست

مست از باده وصلت بدر آیم آری             قدحی  ده  که  به آلام  اسیرم ای دوست

یادت ای یار بسی برده زمن تاب و قرار     به بیابان سحر وشام  مسیرم ای دوست

گرچه این خانه دل بی تو خراب است ولی  عاشق زار توام خام  ضمیرم ای دوست

شب که بر بویه وصلت به خرابات شدم      ناله هجر شد از بام صفیرم ای دوست

عاشقان حلقه زنان گرد تو بودند ولی          من سرگشته پی نام اسیرم ای دوست

            هرگز از کوی تو جانا زگدایی نروم             

تا به آن دم که دلآرام بمیرم ای دوست

                                                   

                                                   شاعر:آقای محسن اولیائی






چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده، چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشکر کنیم.
چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد، چون امروز اطاعتش نکردیم.
چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود، چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم.
چی می شد که دیگه شکوفا شدن گلی را نمی دیدیم، چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شکر نکردیم.
چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد، چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم.
چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست، چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم.
چی می شد اگه خدا امروز به حرف هامون گوش نمی کرد، چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم.
چی می شد اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت، چون به یادش نبودیم.





" قرار عاشقی "

دلــــم گهی برای خـــــود
تنــــــــگ نمی شود چرا؟ *
واین دل ســـیاه مـــــــن
سنـــــگ نمی شود چرا؟

زخویشتــــن بــــریده ام
به ناکجـــــارســـــیده ام
و پای رفتــــن دلـــــم
لنـگ نمی شود چـــرا؟

به غمـــزه ای زیک نگه
اســـــیردلــبری شدم
زحســـن روی او دلــم
رنــگ نمی شود چــرا؟

وازنســــیم کــــوی او
چو بیــــددرســــماع دل!
واین جنــــون بی کسی
ننــــگ نمی شودچــرا؟

اســــــیرمصرتن منــم
وعقـــل ودیده درعــجب
که نیـــل آبی دلــــــم
گنــــگ نمی شودچرا؟

زنیش خــــاروخـــس به ره
نه پــــای رفتنم بـــــود
وهیچ عاشــــقی به ره
لنـــــگ نمی شودچرا؟

بهــــــــارشد نگار کــو ؟
به دل نســــــیم یارکو ؟
بهـــــــار من خــزان دل
رنــــــگ نمی شودچرا؟

نه حـــرف دل تمام شد
نه غــــصه هازدل بــرون
قـــافیه ها به شــعرمن
تنــــگ نمی شود چـــرا؟
........

اگر شـــود ســـرای دل
حــــریمت ای نگـــارمن
چه این قــــرارعاشـــقی
قشـــنگ می شودخــــدا!!

شاعر:جناب آقای محسن اولیائی